خرید بک لینک
بگو با رفتنت اینبارچه چیزحاصلت گشته کی باتو از عشق گفته کی از تو خوشش اومدهکی گفته که عشق من توییبری بی تو میمیرم کی زیر پات افتاده گفته ببین در گیرم .رهام کردی و باز رفتیدنبال شانسی جدیدیبغیر من چی شانست بودیه عمر هم کسی و ندید یحیا کن بس کن دیگه توشانست باهیچ کس نیست همش بریش من بستی همه نازت بگو پس چیست؟.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:25

وقتی نیستی قلبم همش میگیره احساسی داره مثه اینکه پیره منو پیش هرکس تنها میذاره یعنی هیچکس رو جز تو دوست ندارهتو که تو چشام همه چیو دیدی همه چی رو از رفتارم فهمیدیاما ذاتت رو هیچ عوض نکردی نداری از رنجه هیچکی هیچ دردیچه میشه یه کمی آخه آدم با شیبفکر قلبی که بهت دادم باشی این وضع تا کی آخه ادامه داره کی تو جدائی بازم دست بکاره.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:25

مگه تو با غمهای من همدردی؟مگه میدونی با دلم چه کردی ؟ یه قهرمان محبوسه اون داستانت نمیذاری بگیرم اون دستانت روزو شبام تویه کتابت گذشت بیرون نیومد دلم هیج جا نرفت پاره بکن بسوزان تو وجودمکنارم باش تا اوله نبودممن ازعشقت چه زار و چه نحیفم نگام بکن تویه چشات ردیفم همیشه با توباشم تا که هستممحکم بگیر بیا بگیر دو دستم به هرچه میخوای منکه راضی هستم فکر نکن در گناهت قاضی هستم پاره بکن بسوزان تو وجودم کنار م باش تا اوله نبودم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:25

ساعت از دیری شب هم باز گذشته این دله دیوونه بازم بر نگشته پرسه میزنه توکوچه ات زیر بالکندرهوای بیکسی میگیره کربن تنها شدم دیگه از دلم جدا شدم با غم و درد نشستم ببین با کیا شدم دلمو هیچوقت تو آروم نکردی بیوفائی رو از مغزت بیرون نکردی روبرو یه جوری پشتم با یکی دیگهتامیگم تو رو دیدند میگی آخه کی میگه زدی خودتو همش به کوچه علی چپچی میدی بهم همش رنج و هرشب هم تبساعت از دیری شب هم باز گذشته دل آواره ام با تو بر نگشته.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:25

بی تو بودنو اصلن دوست ندارم هرجا میرم جلویه چشممی بخودم میگم نیستیم با هماماباچشات حرف میزنینفسم میگیره پیش تو باکسیژن وهوا نیاز دارم وقتی از چشمام تودورمیشی حسی که مث پرواز دارم هم میگم عاشقم ولی هیچی تحمل ندارم میخوام بتونم که دیگه رو احساسم پا بذارممن نمیدونم این چیه یه عشقه یا که نفرتهیا که کل زندگیم بیرون شده تو ظلمتهبی تو میمیرم و لیکن باتو تو حالت غشم این یه باریه هی مدام عمری رو دوشم میکشم.نفسم میگیره وقتی که نباشی تو پیش دلم من باکسیژن وهوایه صاف در وجودت نیاز دارم آنی ازجلویه چشمام دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:25

تفرقهچطو شبا میخوابی با وجدانی نداری دوروبرت نگاه کن دلا شکسته داریوقتی چیزی میزون نیست هرچی بهم میکوبی واسه ی راحتیت هم همه رو بهم میاری با این همه غرورت همه چی بهم میریزهفقط وقتی آرومم فکرم ازت پرهیزههرقدازت دور باشم فکرم تو آرامشهقلبم داره با عشقت همش منو میکشهفکرم به یه جا میره حواسم جایه دیگه سریتمی در این میون نیسهمه جا این تفر قه سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:25

بگو حسی که داری ا ز کی بهت رسیدهاز یه انبار ظلمه یا عشقی نا رسیدهبگو تو کوچه ها باز چرا ویلون میگردیبدنبال یه عشقی یا که اسیر دردیوقتی صداهای تو تو کوچه ی بن بستهراه خروجی که نیس دنیا همین ک هستهکی شریک دردته چه کسی باهات میخندهیکی تو اون دور دورا چاه بزرگی کندهمسخره ست من تو رو دعوت کنم آرام باشفرشته ائی که نیستش با موج بد همگام باشروبروت که میشینم چشات میگه بد بینهفکرم همش پیشته بخاطرت غمگینهاز عشق دیگه حرف نزن اینا خیاله خامههرکس که بفکرش شب و روزش حرامه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1402 ساعت: 16:11

همه افکارمو رو فرش خیابون میریزم این شلوغی عجیبو پای بارون میریزم

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:36

دنیا میخواد خونه خرابم کنه ازهمه چی از تو جوابم کنه زندگی رو بی تو حرومم کنه رویایه زیباتو سرابم کنه من چی بگم هرچی بگم باز کمه افتاده در گودالی پر از غمه صدام بهت نمیرسه این چیه این عشقه بی عاقبتم با کیه میذاری بر سر دوراهی منودوتکه کردی تو از من تنوبرگرد بیا دنیا وفا ندار ه بازم منو سر راهت میذاره ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 4:38

 ساعت از دیری شب هم باز گذشته این دله دیوونه بازم بر نگشته پرسه میزنه  توکوچه ات  زیر بالکندرهوای بیکسی میگیره کربن تنها شدم دیگه از دلم جدا شدم با غم و درد نشستم ببین با کیا شدم دلمو هیچوقت  تو آروم نکردی بیوفائی رو از مغزت بیرون نکردی روبرو یه جوری پشتم با یکی دیگهتامیگم تو رو دیدند  میگی آخه کی میگه زدی خودتو همش به کوچه علی چپچی میدی بهم همش رنج و هرشب هم تبساعت از دیری شب هم باز گذشته دل آواره ام با تو بر نگشته. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 4:38

 هر لحظه فریاد میزنم اما تو گوشاتو بستی پس بگو آخه لعنتی چرا تو قلبم نشستی . از هیچی راضی نمیشی  میخوای که آمار بگیری روزانه  کی عاشقته تبلیغ رو دیوار بگیری.یه آدمی که تو خالیست همش بفکر رمالیست اینه تمومه زندگیت پر  از همه دیوانگیت . میگی برو پس من رفتم میدونی تو روت هم گفتم رابطه  مون جور نمیشه عاشقی اینجور نمیشه   ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 4:38

تاکه میومد زود میرفت بایه دهن پر از دروغ باورم نمیشه یه آدم اینقد باشه شلوغ و پلوغ نمی فهمیدم من اصلا چراقلبم سر راهشه اونی که من ازش ساختم یه رویائی بی اساسه. میدونستم قلبم میشکنه ولی نه این زودی زود فردا صبحش بیدار شدم اون تویه رختخواب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 13:06

آرزو کردم ترا ای عشق تمومم زندگی با تو شده آخر حرومم جونمو گذا شتم پای تویه قاتل انتخابت نشدم چرا نمیدونم. نفسام تو دستاته میگیری هردم تویهو نمیکشی آهسته کم کم . کی شده که عاشق قاتلش باشه وقتی اون میره سرش از تن جدا شه . توچه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 13:06

نگو مارو چشم کردن واسه اینه که تو رفتی خرافات و نیار میدون که عذری باشه برگردی تویه چشمات همه دیدن یه دنیا بیوفائی بود زبونت دیر فهمید که دلت پر از جدائی بود هزاران بار تکرار شد همین قصه که هی گفتی بازم برگشتی و تقصیر به چشم مردم انداختی حنات ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 13:06

این روزاهیچ حال ندارم هیچ حال و احوال ندارم حوصله ی سئوال ندارم یه فکر بیکار ندارم سئوال تو واسه ی چیهرفتنت چن نامردیه ؟من اوکی میشم تو بدون واسه ی خاطرم هیچ نمون. منم دیگه خسته ام خودمو به کارا بسته ام برو پاک کن وجدانتشلوغه اون چمدانت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کوشکی تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 13:06

صفحه بندی